کلاغ پر
دوشنبه، اسفند ۱۰، ۱۳۹۴
بزرگترین ضربه ایی که از مادرم خوردم این بود که بیش از حد درگیر خونواده ش هست و نتونست فاصله ایی بین زندگی خودش و خانواده ش برقرار کنه.
یکشنبه، بهمن ۲۵، ۱۳۹۴
هر بچه ایی که بیاد خونمون باهاش وقت بگذرونم و بازی کنم وقتی که میره تا یه روز هنوز یادش تو سرم می مونه و دلتنگش میشم
چهارشنبه، بهمن ۱۴، ۱۳۹۴
درآمد داری مستقلی پارتنری داری که درکت می کنه پدر مادر خوب داری تو خونه ایی زندگی می کنی که آروم و بی دردسره.این هر روز دپرس بودنت واسه چیه؟
پستهای جدیدتر
پستهای قدیمیتر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
پستها (Atom)