سهشنبه، اسفند ۲۷، ۱۳۹۲
جمعه، بهمن ۱۱، ۱۳۹۲
یکی از سوالاتی که تو بچه گی در کنار این سوال که باباتو بیشتر دوست داری یا مامانتو؟این سوال هم پرسیده می شد از ما که چرا باباتونو با اسم صدا می کنین ولی به مامانتون می گین مامان؟!هر وقت هم تو جمعی مهمونی ایی بابامونو صدا می کردیم یه سری برمیگشتن می گفتن ئه زشته چرا باباتونو با اسم صدا می کنین یا بعضی هام می گفتن این همه الفاظ پدرانه چرا اسم؟!ما هم فک می کردیم خیلی کار زشتی می کنیم ولی هیچ وقت هم نتونستیم بگیم بابا.یه بار تو همون بچه گی ها ازش پرسیدم بهت نمی گیم بابا و اسمتو میگیم بدت میاد؟زشته؟گفت نه شما هرجور دوست دارین صدام کنین.حتی ذهن کودک ما اینو می فهمید که هیچ وقت تو نقش کلیشه ایی پدر و بابا نیست و نمی گنجه
یکشنبه، دی ۲۹، ۱۳۹۲
جمعه، دی ۲۷، ۱۳۹۲
یکشنبه، آبان ۰۵، ۱۳۹۲
کسی که نمی خاد ازدواج کنه برای بودن و زندگی با پارتنرش سر و کله ی قانون و خانواده ها رو تو رابطه اش نیاره همین طور با رسم و رسوم های مزخرف ازدواج وبا دخالت و مسخره بازی های دوتا خانواده روبرو نشه و یه تیکه کاغذ براش تضمین نیست باید چیکار کنه؟کسی که نمیخاد پله های موفقیت رو طبق نظر دیگران طی کنه فلان کاره باشه با فلان کس ارتباط داشته باشه و برای این جور مسائل بجنگه و تلاش کنه و دنبال یه زندگی ساده و راحت و بی دغدغه و همراه با آرامش و یه رفاه نسبی به اندازه ی خودش باشه باید چیکار کنه؟ کسی که میخاد اونجور که خودش دوست داره رفتار کنه زندگی کنه کسی توی مسائل خصوصی و شخصی اش قضاوت و دخالت نکنه و راه و چاه بهش نشون نده باید چیکار کنه؟ کسی که میخاد امنیت داشته باشه باید چیکار کنه؟مهاجرت کنه؟یا خاسته هاش رو تغییر بده؟
اشتراک در:
پستها (Atom)