شنبه، اسفند ۲۸، ۱۳۸۹

ساز مخالف

رفت و آمد آشناها و فامیل با ساعت خواب ما رابطه ی مستقیم داره ما ساعت 2تا 4صبح تازه می خوابیم اونا ساعت 7 صبح شروع می کنن به تلفن زدن و زنگ در تا ساعتی که دقیقن ما بیدار می شیم بعد از اینکه بیدار شدیم دیگه خبری نیست تا دقیقن اگر خواب بعدازظهری باشه
کلن ساز مخالف بودن دردسر داره.احتمالن پدر هم همین مشکل رو داره.چون ساعت خواب اون اول چلچلی یه بیدار بودن ماست.البته آقای پدر صبوره صداشم از سر و صدای ما درنمیاد(البته من سعی می کنم رعایت کنم بس که خودم کشیدم از این دست رنج ها) بیدارم بشه یکی دو ساعت خودشو این ور اون ور می کنه تا بتونه دوباره بخوابه برعکس من دیگه
همین امروز صبح دیدم دارن با ریتم سه ضرب هی زنگ می زنن پا شدم جای اینکه در رو باز کنم سیم آیفونو کشیدم در اتاقم قفل کردم دوباره گرفتم خوابیدم.دی: خدایا ما رو از دست پوست کلفتان زبون نفهم نجات بده

سه‌شنبه، بهمن ۲۶، ۱۳۸۹

ارشد/حق مردمی که می خواستن زندگی کنن

اصلن آمادگی ندارم واسه سراسری.پشیون شدم
غمگینم. با این خبرای امشبم دیگه غمناک غمناک شدم

یکشنبه، بهمن ۲۴، ۱۳۸۹

مشکلات ماییم/تکرار می شود

من دیشب معنی یه واقعی یه از ماست که بر ماست رو فهمیدم اما می دونم حافظه ام ضعیفه

جمعه، بهمن ۱۵، ۱۳۸۹

ریدم/ریدی/رید

دلایل اصرار برای نگه داشتن روابط مریض چیه؟نگه داشتنش فقط؟!
روابط بنا به دلایلی تموم می شن ناله و زر بعدش واسه چیه؟!
عرضه داری رابطه ت رو درست نگه دار نداری هم لطفن خفه شو و برو پی کارت

چهارشنبه، بهمن ۱۳، ۱۳۸۹

مادرانه ی جهان سومی

ننه مواظب ک.س ت باش مغزت هر چی آسیب دید فدای سرت

چهارشنبه، دی ۲۲، ۱۳۸۹

من مرگ را/من مرگ را /من مرگ را/من مرگ را چی؟
زیسته ام؟!!
ما از مشکلاتمون جوک می سازیم و گریه می کنیم!