پنجشنبه، دی ۱۵، ۱۳۹۰

مث یه جنین تو یه شیشه ای هستم که هیچ خبر از دنیای بیرون نداره
درک و ارتباط کلمه ها انگار برام سخت شده ادما و اطراف و محیط برام غریبه
کسی که چیز مهمی برای گفتن و از دست دادن نداره